آرمیتا بانو (فرشته آرامش و نعمت)

ماجراهای جی جی و جوجو و بابا!

 

 



[موضوع : ]
[ يکشنبه 3 آذر 1392 ] [ 15:06 ] [ مامان پپو ] [ ]
دکتربازی!

سلام عسلم.

روز شنبه ساعت ٨.٥ برای اولین بار بعد از بارداری رفتیم مطب دکتر صانعی. تا ساعت ٩.٥ معطل شدیم. چون مطب خیلی شلوغ بود و ما هم وقت قبلی نداشتیم.

خلاصه من و بابایی توی مدتی که معطل بودیم یه سر رفتیم پاساژ صدف طبقه پایینش و سیسمونی دیدیم. نمیدونی چه چیزای بامزه ای بودن....

آقاهه یه سری توضیحات کلی راجع به وسیله های مورد نیاز برای نینی داد و پیشنهاد کرد که بجای تخت، برات تخت و پارک بخریم. من اصلا" از تخت و پارک خوشم نمیاد. شاید به خاطر اینکه زیرش خالیه و به آدم احساس امنیت نمیده!!! شاید تنها مزیتش قابل حمل بودنشه...

بابایی ولی براش جالب بود....

خلاصه یه لیست و کاتالوگ گرفتیم و برگشتیم مطب.

وقتی نوبتم شد رفتم تو خدمت سید بزرگوار. بعدش سونوی هفته ٧ و آزمایشا رو نشونش دادم.

گفتم سونوی NT بنویس که گفت نیازی نیست، برام یه آزمایش غربالگری (کواد مارکر) نوشت که ظاهرا" باید هفته 15 داده بشه.

از طرفی دکتر بهداری بهم گفته بود سونوی NT رو باید توی هفته 11 بدی.... البته چون میگن سونوگرافی حسنی نسب توی هفته 12 جنسیت نینی رو تشخیص میده، دوست دارم بزارم سونوی NT رو هم همون موقع بدم شاید آقا دکتره بهم گفت بالاخره چی صدا کنم تورو؟ تو که از گل بهتری!!!! (آآآآآآ آها بیا وسط!!!!)

خلاصه آقا دکتر مهلبون برام قرص ویتامین مولتی پریناتال و کلسیکیر (کلسیم) نوشت. خیلی خوشحال شدم. چون لبنیات دوست ندارم و زیاد نمیخورم، همش نگران فقر کلسیم بودم!

فقط مشکلی که بود این بود که دکتر فقط بیمارستان بیستون عمل می کنه که زیاد جالب نیست. من دوست داشتم بیمارستان سجاد برم که تازه تجهیز شده و بهتره....

خانم منشی دکتر فشار و وزنمو گرفت. وزنم 65 و فشارم 10.5 بود. البته خانم منشی گفت که برای شنیدن صدای قلب نینی زوده و ماه بعد که اومدی برات صداشو میزارم بشنوی......

برای دیدن سونوگرافیت دارم لحظه شماری می کنم.... دلم میخواد زودتر از سلامتت مطمئن بشم......



[موضوع : ]
[ جمعه 11 فروردين 1391 ] [ 20:20 ] [ مامان پپو ] [ ]